متن مداحی هلالی آسمان آن شب که از حیرت گسیخت

 

 

متن مداحی هلالی
آسمان آن شب که از حیرت گسیخت
میم و حا و میم و دال از عرش ریخت
حوریان در انتظار آمیخته
هر یک از روزنه آویخته
شب هراس انگیز و خوف آباد بود
هر ستاره شعله ی فریاد بود
صبر قرآن است این مشتق شده
شب پر از باران جاءالحق شده
تا سحرپایان شب امضا کند
کعبه را مجنون سامرا کند
از حکیمه دارمت ناباوری
گفت با عمه امام عسکری
عمه امشب میهمان عشق شو
بهر نرجس همزبان عشق شو
عمه امشب انتظارت پر کشد
آفتاب از خانه ی ما سر کشد
با حکیمه تا حکیم این راز گفت
تا سحر دلداده ی دلخون نخفت
بطن دریا خالی از امواج بود
شب ولی آبستن معراج بود
تا دل مبهوت و نومیدش گرفت
از پس در شاه تردیدش گرفت
گفت عمه حکمت حق دیدنی است
عاقبت این گل ز گلشن چیدنی است
ره مده بد بر دلت آرام شو
موسم حج است در احرام شو
لحظه ها چون قرن سرگرم عبور
حجره می رقصد در این شور و نشور
روده بی نغمه ، جاده بی غبار
انتظار و انتظار و انتظار
هوش از جام پر از می پرگشود
أشهد أن هو الهو در گشود
آن دمی که شه به سجده سر گذاشت
هفت پشت آسمان تب لرزه داشت
لحظه ی همدم در عدم محبوس کرد
لا که گفت إلا ز کامش بوس کرد
آسمان پا کوبد و مستی کند
می به لب ها میل کج دستی کند
برکه ی شعرم ز او دریا شده است
آسمان هم اهل سامرا شده است
این به طفلی سجده را زینت که بود ؟
جلوه ای کرد و ز کعبه دل ربود
این که شمشیر دو دم دارد به کف
کیست این از نسل ایوان نجف
این که زو پیچید به خود آواز کیست ؟
این که گوید از لب من راز کیست ؟
یار ما عیار ما تا گل کند
هرچه سوسن در جهان بلبل کند
یار ما طاووس اهل حیرت است
یک مدینه کوچه گرد غیرت است
یار ما یک دست جسم بی سر است
کاروانی شرم و دشتی معجر است
ای که در ما لحن غم پرورده ای
این همه در بی کسی سر کرده ای
بی تو شوری در حریم مکه نیست
دین برای عده ای جز دکه نیست
بارها یکباره از خون زین شده است
فتنه ی دجال امروزین شده است
ما تک و تنها غریب و بی کسیم
کی به آن صحرا که هستی می رسیم ؟

 

http://raghebon.ir/

 

 

پاسخ دهید